معرفی و خلاصه کتاب در جستجوی ستاره شمال

کتاب در جستجوی ستاره شمال (Finding Your Own North Star) نوشته مارتا بک (Martha N. Beck) در سال ۱۹۹۷ منتشر شده است و مطالعه آن مناسب افرادی می باشد که احساس می کنند زندگی شان در مسیر نادرستی قرار دارد. دکتر مارتا بِک فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد است. او در دانشگاه هاروارد و در دانشکده […]

کتاب در جستجوی ستاره شمال (Finding Your Own North Star) نوشته مارتا بک (Martha N. Beck) در سال ۱۹۹۷ منتشر شده است و مطالعه آن مناسب افرادی می باشد که احساس می کنند زندگی شان در مسیر نادرستی قرار دارد.

دکتر مارتا بِک فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد است. او در دانشگاه هاروارد و در دانشکده مدیریت بین المللی توسعه شغلی تدریس کرده است. بک پس از اتمام دانشگاه مشاور طراح زندگی شد و موسسه مشاوران خانواده را تاسیس کرد. این موسسه به مراجعان خود کمک می کند تا قدرت واقعی شان را در زندگی کشف کنند.

ستاره شمال در سمت شمال آسمان قرار دارد. از آنجایی که برخلاف سایر ستارگان هیچ وقت حرکت نمی کند همیشه دریانوردان از آن استفاده می کنند تا مسیرشان را پیدا کنند. ستاره شمال به عنوان سمبل یک زندگی درست به ذهن مارتا بک خطور کرد. منظور خانم بک از زندگی درست یعنی وضعیتی که از آن کاملاً راضی و خشنود باشیم؛ زندگی درست مختص هر انسانی وجود دارد و منتظر است تا انسان آن را کشف و به واقعیت تبدیل کند.

اما چگونه می توانیم ستاره شمال مان را پیدا کنیم؟ هرگاه ابرها و طوفان های زندگی راه را تاریک و ناپیدا کنند ما با استفاده از قطب نمای درونی مان که در قالب واکنش های فیزیکی غیر ارادی، الهام و کشش های عجیب و غریب ظاهر می شوند می توانیم راه مان را پیدا کنیم. این قطب نمای درونی، ما را راهنمایی می کند تا دوباره به مسیر اصلی مان برگردیم.

بک معتقد است کلید داشتن یک زندگی درست این است که تفاوت بین خودِ حیاتی و خودِ اجتماعی را بدانیم. در ادامه شما می توانید برخی از نکات کتاب در جستجوی ستاره شمال را مطالعه نمایید.

خود حیاتی و خود اجتماعی

خود حیاتی همان صدایی است که در درون شما است و هرگاه اسیر یکنواختی می شوید از شما می خواهد که نوآوری کنید و طبل جدیدی بزنید. خود اجتماعی همان صدایی است که در درون شما است و ممکن است بیشتر تصمیم هایی را که تاکنون در زندگی گرفته اید شکل داده باشد؛ احتمالاً مهارت هایتان را پرورش داده است، ارتباطات اجتماعی شما را شکل داده و در کل مسئولیت زندگی تان را برعهده دارد. بیشتر مردم به خود اجتماعی شان برتری می دهند. اما اگر شما می خواهید از زندگی تان لذت ببرید باید برعکس عمل کنید و اختیار امور را از خود اجتماعی تان گرفته و به خود حیاتی تان بدهید تا شما را به جایی که دوست دارید هدایت کند.

بک در محیطی تحصیل کرد که در آن اعتقاد داشتند انجام دادن کارهای سخت، ارزشمند است. به همین دلیل در دانشگاه، زبان چینی را به عنوان زبان دوم برگزید تا هم کار تحسین برانگیزی انجام داده باشد و هم هوش خود را نشان بدهد. البته خیلی زود از زبان چینی متنفر شد چون یادگیری آن خیلی سخت بود. بک معتقد است اگر کاری که انجام می دهید به شما استرس می دهد، هر چقدر هم که ارزشمند باشد، به احتمال زیاد در مسیر زندگی درست تان نیستید. اگر کاری می کنید که برایتان لذت بخش است و با انجام آن به سادگی به موفقیت می رسید احتمالاً در مسیر ستاره شمال تان قرار گرفته اید یعنی همان کاری که در فلسفه شرق به آن بی عملی می گویند.

در گذشته اگر رفتار مطیع و سازگارانه داشتید، بهتر می توانستید از نظر مالی پیشرفت کنید؛ چون هر فرد بخشی از یک مجموعه بزرگتر بود و باید بر اساس قواعد آن رفتار می کرد. اما در قرن بیست و یکم این موضوع تغییر کرده و ثروت نصیب افرادی می شود که شخصیت، مهارت یا محصول منحصر به فردی دارند. به یاد داشته باشید که خلاقیت از هیچ موسسه یا سازمانی به شما داده نمی شود بلکه از درون خودتان و از خود حیاتی نشات می گیرد.

نشان دادن خود حیاتی

خود حیاتی مثل یک دامون یا روح است که جیمز هیلمن در کتاب خود به نام رمز روح به آن اشاره می کند. خود حیاتی نمی تواند حرف بزند بنابراین همه کار می کند تا شناخته و کشف شود. بسیاری از بیماران خانم بک معتقد بودند که خودشان به خودشان آسیب می رسانند. به عنوان مثال در امتحان یا مصاحبه ای که باید نتیجه خوبی کسب می کردند، بدترین نتیجه را می گرفتند و هیچ دلیلی هم برای این مسئله نداشتند. اما چیزی که یک شکست غیر قابل توضیح به نظر می رسد شاید در بلندمدت در راستای خواسته واقعی تان عمل کند.

یکی از مهم ترین اصول برای احیای خود حیاتی این است که یاد بگیرید نه بگویید. معادل ژاپنی نه، کلمه iie است که گفتن آن در جامعه سازگار و سنتی ژاپن، حالت زشتی دارد. همه ما از کودکی یاد می گیریم که با دیگران همراهی کنیم و خود اجتماعی مان را به خود حیاتی مان ترجیح بدهیم. اما درست مثل ببری که اگر کسی وارد حریمش شود به او حمله می کند، خود حیاتی هم می داند که چه زمانی از کلمه نه استفاده کند. شما باید این اجازه را به خود حیاتی تان بدهید تا بتواند حریم و چهارچوب خودش را مشخص کند. در غیر این صورت اگر همیشه بخواهید با دیگران مهربان باشید، خودتان دچار رنجش و ناراحتی روحی می شوید.

جسم و مغزتان به شما خواهند گفت که چه زمانی خود حیاتی تان را نادیده گرفته اید و این مسئله یعنی نادیده گرفته شدن خود حیاتی که خود را از طریق بیمار شدن، پرخاشگری بی دلیل، دلمردگی، تپق زدن و اشتباهات لپی یا اعتیاد نشان می دهند. فقط کافی است به صدای بدن تان گوش کنید. برعکس، همسویی با ستاره شمال تان باعث رها شدن نیرویی در وجودتان می شود که وقتی کودک بودید خیلی از آن لذت می بردید. شما دوباره به خودتان عشق می ورزید، موضوعات مختلف را بهتر به خاطر می سپارید، سلامت جسمی دارید و می توانید کاملاً روی مسائل مختلف تمرکز کنید و نسبت به دیگران با مهربانی رفتار خواهید کرد.

ممکن است اینکه فقط به دنبال هدف خودتان باشید در نظر دیگران کمی خودخواهانه باشد، اما آیا آنها به دنبال هدف هایشان نیستند؟

جهش به سمت خواسته های درونی

وقتی تصمیم می گیریم تغییری در زندگی مان ایجاد کنیم (مثلاً بچه دار شویم، شغل مان را عوض کنیم یا یکسال استراحت کنیم) صدایی در درون مان اعتراض می کند و می گوید: «اگر این کار را بکنی همه می گویند دیوانه شده ای، همه از تو متنفر می شوند و…» این حالت واقعاً ناراحت کننده است. کاری که باید بکنیم این است که بپذیریم همه فقط شامل چند نفر هستند. علم روانشناسی این پدیده را تحت عنوان دیگری تعمیم یافته می شناسد. به عنوان مثال مدت ها طول کشید تا مارتا بک متوجه شد که فقط برای راضی نگه داشتن پدرش است که وقتش را برای نوشتن مطالب معمولی در یک نشریه دانشگاهی تلف می کند.

اگر بدانیم که درباره هر موضوعی ممکن است میلیون ها نقطه نظر متفاوت وجود داشته باشد، دیگر در برابر چند نفری که در اطراف مان هستند، احساس وظیفه نمی کنیم تا طبق میل آنها رفتار کنیم بلکه در عوض با آرامش کامل به دنبال آنچه که می خواهیم می رویم. خانم بک می گوید: «همیشه به یاد داشته باشید خود اجتماعی برای پرهیز از خطر، برنامه ریزی شده است، حتی اگر این خطر یک خیال پردازی ذهنی باشد. اما اگر به دنبال رویاهایتان باشید، می توانید رابطه جدید و مثبتی با ترس تان برقرار کنید.»

نکته های پایانی

کتاب در جستجوی ستاره شمال یک اثر کامل درباره موضوع خودیاری است. این کتاب ۳۸۰ صفحه دارد و موضوعات مختلفی چون احترام به زیبایی، بخشندگی، استقبال از تغییر حتی در شرایطی که هیچ اشکالی وجود ندارد، تشخیص ترس و نگرانی در خودتان و دیگران، غصه، بروز خشم و نفرت و چگونگی شناخت الهامات درونی را بررسی می کند. اما این موضوعات چه ربطی به پیدا کردن ستاره شمال دارد؟ قرار نداشتن در مسیر هدف روی تمام امور زندگی تان تاثیر می گذارد. بنابراین لازم است نسبت به احساسات و حالت های درونی تان آگاه باشید و بتوانید دوباره خودتان را در مسیر درست قرار بدهید.

آخرین بخش کتاب به بررسی چهار حالت مختلفی می پردازد که شما در مسیر پیدا کردن ستاره شمال با آنها روبرو خواهید شد. تعدادی آزمون و تمرین نیز در این کتاب ارائه شده اند تا خجالت را کنار بگذارید و با اعتماد به نفس با دیگران صحبت کنید.

برچسب ها

تغییر چکیده کتاب دیدگاه فکری زندگی شخصیت کتاب هدف

منبع

ارسال برای دوستان

جستجو

مقالات پربازدید